اگر بخواهم به دورترین نقطه اتاقم سفر کنم می شوم همان پشه ای که دیشب بین
انگشتانم در حالی که داشت از فراز و فرودش لذت می برد، له شد. اگر بخواهم
در سه کنج اتاقم زانو بغل بگیرم و خیره شوم به دیوار، احتمالا آینده ی نه
چندان دور ِ همان عنکبوت سر حالی هستم که همین دو دقیقه پیش، بعد از آخرین
جهش مردانه اش، توی سرش زدم و همانجا پا در هوا به سقف خیره شد. و حیف،
دستان زمختم که شایستگی بستن چشمان پف کرده اش را نداشت. اگر خیلی درس
بخوانم و دانش مندی کنم شاید همین مگسی بشوم که الان دارد این جا پرواز می
کند و احتمالا تا قبل از به پایان رسیدن این متن با کتابچه ی کوچکی
برچسب:
نویسنده: سینا اسماعیلی
تاريخ: چهارشنبه
10 آذر
1400 ساعت: 2:11